ایلیا ایلیا ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

ايليای من

عشق نوشت

خدا رو می خوام نه برای اینکه ازش چیزی بخوام خدارم رو می خوام نه برای حل کردن مشکلام خدا رو می خوام نه برای بهشت و جهنم خدا رو دوست دارم نه برای زشت و  زیبا  خدا رو می خوام نه برای روزهای تلخ آخرم خدا رو می خوام نه برای سکه و مقام خدا رو می خوام فقط تو رو نگه داره برام خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده خدا رو دوست دارم چون عاشق شدن رو یادم داده خدا رو دوست دارم چون عاشق ها رو تنها نمی ذاره خدا رو دوست دارم چون عاشق ها رو خیلی دوست داره خدا رو دوست دارم چون من و تو باهمیم  خدا رو دوست دارم که می دونه من و تو عاشق ه...
10 خرداد 1393

پسرم دنیای من

  هشت آبان ماه سال نود و دو بود که خدا یه فرشته ی کوچولو به من امانت داد تا نه ماه تو دلم مراقبش باشم و تا ابد در این دنیای بزرگ دوازدهم آذر ماه برای اولین بار صدای تپش قلب کوچیکش رو شنیدیم و چند هفته بعد روز بیست و هشتم دی ماه فهمیدیم که باید براش کفش  آبی  بخریم و اسمشو بذاریم ایلیا امروز سی و چهار هفته است که تو با مایی پسرکم، هنوز زمینی نشدی اما تو این مدت همیشه و هر لحظه با ما بودی من و بابا مهدی تصمیم گرفتیم خاطرات دوران کودکیت رو برات ثبت کنیم و تلاش می کنیم تا وقتی بزرگ شدی از مرور کردنشون لذت ببری بی صبرانه منتظر بغل کردنت هستیم  مامان و بابا ...
28 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ايليای من می باشد