فرشته ی من زمینی شد
یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش

تو آمدی،آمدی و با آمدنت به زندگی مان معنا دادی
با آمدنت به من نفس دوباره دادی تا در ساحل قلبم،آرامش زندگی ام را مدیون امواج مهربان تو باشم
با آمدنت غروب به آسمان دلم لبخند زد و خورشید امید و آرزوهایم طلوع کرد

با آمدنت ساز زندگی ام چه عاشقانه مینوازد شعر با تو بودن را
شعری که اولش عطر نفس های تو را می دهد و آخرش طعم نفس هایت را

حال می فهمم که عشق چقدر زیباست
حالا می فهمم که مادر بودن چقدر زیباست
ومن عاشقترینم و می دانم با تو زندگی چقدر زیباست
ایلیا عشق جاودانه ی من ...
دلم را سپرده ام به چشمانت که با طلوع چشمانت سرزمین دلم روشن شد
و تو شدی همه ی زندگی ام
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فرشته ی من زمینی شد 
