ایلیا ایلیا ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

ايليای من

تقدیم به پدر مهربان و عزیزتر از جانم

  پدرم شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود. در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی. لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند. تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند. آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.   پدر تنهاترین ...
12 ارديبهشت 1394

تولد بابا مهدی و ده ماهگی ایلیا

سی ام فرردین سالروز تولد همسر عزیزم مهدی   مثل هر سال شام مورد علاقه اش رو درست کردم  مهدی دوست داره خودم براش کیک بپزم  اون هم کیک سیب ولی از اونجایی که ایلیای شیطون چنین اجازه ای رو به مامان نمیده کیک امسال رو از بیرون گرفتیم مامانی و بابایی هم مهمون ما بودن    ا   همون شب ایلیا هم ده ماهه شد  ده ماهگی مبارک عشق مامان و بابا       همسر مهربانم ای که ترنم محبت را در قلبت احساس کردم میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان  با آن به رنجهای زندگی هم د...
6 ارديبهشت 1394

ایلیای شیرین زبان من

ایلیا در نه ماهگی وقتی ما حتی فکرش رو هم نمیکردیم شروع کرد به گفتن چند تا کلمه  اولین و قشنگ ترین کلمه ای که گفت : بابا باعث شد بابا مهدی کلی ذوق کنه  و اما دومی ... بععععععععله  توپ  محبوب ترین اسباب بازیش  و انواع تلفظش : توپ ؛ توف ؛ بوپ ؛ پوف و پووو کلمه سوم   واوایی  بود  بابایی بابای بابا مهدی که ایلیا خیلی دوستش داره چهارمیش زیباترین صدای زندگی من شد   ماما  صبح روز بیست ویکم فروردین  روز مادر  و این زیب...
24 فروردين 1394

برای مادر همسرم

تقدیم به مهربان مادری که زیباترین ثمره ی زندگیش را به من هدیه داد          جوانی هایت را با بچگی هایم پیر کردم ؛مرا به موی سپیدت ببخش مادر ...   مادر شوهر دلسوز و مهربانم روزت مبارک    از طرف (نسیم ؛ایلیاو مهدی) ...
20 فروردين 1394

مادرم...

امروز روز مادر است  روز مهربانترین؛دلسوزترین؛زیباترین و فداکارترین موجود آفرینش         مادرم ... چه زیبا بود آن روزها که با کوچکترین بهانه ای خود را در آغوش گرم تو می یافتم  ای کاش یک بار دیگر کودک شوم ... من دیگر کودک نیستم ؛من دیگر کودک نیستم اما میدانم آغوش گرمت تا ابد برایم  امن ترین جای دنیاست دست های خسته ات نوازشگر تنهایی هایم  نگاهت..نگاه مهربانت  امروز من دیگر کودک نیستم ،امروز من هم مادرم و چه زیبا  احساس میکنم  احساست را مادرم آسمان منی ...صاف و پر ستاره   ...
20 فروردين 1394

من وروز مادر

دو روز دیگه روز مادره ؛روز زن   امسال روز مادر برای من با سال های قبل فرق داره ،خیلی هم فرق داره  امسال من هم مادرم،نه ماه و بیست و یک روز است که من مادرم ،احساس خاصی دارم  به خودم می بالم که پروردگار مرا لایق نام مادر دانسته  من مادر فرشته ی کوچکی هستم به نام    ایلیا پاره ی تنم امیدوارم بتوانم برایت مادری باشم مادر... بی صبرانه منتظر روزی هستم که خودت بهم بگی  روزت مبارک مامان         ...
19 فروردين 1394

تعطیلات نوروز

  جمعه آخرین شب سال بود لحظه ی سال تحویل ساعت دو و بیست دقیقه نصف شب بود چون تو خواب بودی قبلش چند تا عکس ازت گرفتیم ولی من و بابا بیدار موندیم  این هم از هفت سین ما و ایلیا ،البته چند ساعت قبل از تحویل سال             هدیه ی آتا و مامانی سرور برای نوه خوشگلشون  گردن آویزی  به معنای دوست داشتن بینهایت ایلیا       امسال در دیدوبازدید عید تو هم پای ما بودی شیرینم و کلی هم شیطونی کردی این هم صبح روز شنبه اولین روز سال هزاروسیصدونودوچهار ...
18 فروردين 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ايليای من می باشد